عشق ᓅـقط روے یخ پیـבا ᓄـیشـہ

ℓσνє ση ιcє єρ 4 ραят 3

چهارشنبه 5 مهر 1396 08:47 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: Nσνєℓ ¡
ببین قدر تایپ کردم که باید تو سه پارت بذارمش顔 文字 の デコメ 絵文字
وای به حال کسی که بگه قسمت بعدی顔 文字 の デコメ 絵文字
چون میخوام برم سراغ رمان تنهاییم و ترسم顔 文字 の デコメ 絵文字

╗════════  ═════════

راوی کل

╝═════════  ═════════

نفر اول گروه برتر کاترین بود.اکثر اسکیتر هایی که مقام اورده بودن چشماشون 4 تا شده بود به خصوص یوری پلیستسکی که داشت چشماش از حدقه بیرون میزد:

کاترین:من......؟

دیوید:کاترین تو اول شدی......برو و چیزی که مستحقش هستی رو بگیر

کاترین دوید سمت زمین یخی و وقتی رفت تو زمین یخی بین یوری پلیستسکی و گئورگی پوپویچ ایستاد.موهاش که رو شونه چپش ریخته بود رو پس زد و موهاش قشنگ رفت تو حلق یوری.کمی خم شد تا داور مدال رو بندازه گردنش.بعد از مدالش یه نوار طلایی رنگ شبیه مال یوری هم گذاشت رو شونش و بهش یه دست گل رز سفید دادن.کاترین ژشت گرفت و همه عکاسا شروع به عکس گرفتن کردن.کاترین برگشت تا بره پیش مربیش.همون موقع با یوری رو به رو شد که با تعجب بهش خیره بود.کاترین آروم چیزی بهش گفت که خونش رو به جوش اورد:

کاترین:بازنده کوچولو

کاترین تند اسکیت کرد و پرید تو بغل دیوید و دیوید محکم بغلش کرد و کاترینو از کمر بلند کرد و داد زیاد«شاگرد خودمـــــــــــی!!!»کاترین هم دست گلش رو بالا گرفت.در همون لحظه هجوم عکاسا و خبرنگارا تمامی اسکیتر ها رو پس زد.دیوید کاترین رو زمین گذاشت و خبرنگارا شروع کردن به پرسیدن یه عالمه سوال:

خبرنگار:الان که نفر اول شدی چه احساسی دارید خانم هانتر؟

کاترین:احساس افتخار میکنم چون نه تنها تونستم اول بشم بلکه تونستم دوباره پیتر آدام رو وارد  مسابقات کنم.خیلی وقته کسی ازش یاد نمیکنه اما با بردن من اون همیشه تو ذهن ها باقی میمونه.

خبرنگار:خانم هانتر،شما فکر میکنید میتونید نفر اول گروه برتر بشید؟

کاترین:البته......من دارم براش میجنگم پس اون مقامو بدست میارم

خبرنگار:شما فکر نمیکنید رقیب هاتون سد راهتون هستند؟

کاترین:رقیب های من برای من مثل چالش میمونن اما سد.......بعید بدونم

خبرنگار:یه سوال دیگه.....

.....:برید کنار خبرنگارای مسخره.....بسه هرچی سوال پرسیدین.

ریون و دیمن و اریکا خبرنگارا و عکاسا رو کنار زدن و رفتن کنار کاترین ایستادن:

دیمن:بهت تبریک میگم کاترینا.....مدونستم اول میشی

کاترین:ممنون دیمن!

اریکا:هی چهارچشمیا......محض اطلاع امشب برای برنده خوشگلمون یه جشن خفن میگیرم.........تا رقیباش بفهمن کاترین همیشه اوله

ریون:در ضمن آدمای مو بلوند خشن حسود هم دعوتن....بیان تا چششون درآد«تیکه به یوریو»

کاترین:«زیر گوش ریون»من باید برم دستشویی بیا اینا رو بگیر

ریون: باشه

کاترین مدال و نوار و دست گل رو داد به ریون و از بین اون همه جمعیت رفت قسمتی که مخصوص گرم کردن اسکیترها بود.یه عالمه اسکیتر حذف شده نا امید اونجا بودن که وقتی کاترین از بینشون رد میشد یه جوری بهش نگاه میکردن انگار یه آدم فضایی از کنارشون رد میشد.کاترین رفت تو دستشویی برای اینکه از شر عکاسا و خبرنگارا خلاص بشه.کاترین آبو باز کرد و دستاشو شست.همون موقع انگشترش افتاد رو زمین.خم شد رو زمین تا برش داره.وقتی دوباره تو آینه نگاه کرد یه مردی رو پشت سرش دید که بهش زل زده.تا خواست جیغ بزنه مرده دستشو گذاشت رو دهنش اما کاترین دستشو پس زد:

کاترین:یوری!!!اینجا دستشویی زنونس

یوریو:کور نیس....خودم میدونم.فقط میخواستم یه چیزی بگم و برم

کاترین:اینجا؟!........باید چیز مهمی باشه

یوریو:بله خیلی هم مهمه

کاترین:خب بگو......به حرفات گوش میدم

یوریو نزدیک کاترین شد و یقیشو محکم گرفت:

کاترین:داری چه غلطــ.....

یوریو:ببین دختر تازه وارد برای هر کی خودتو میگیری بهتره برای من نگیری چون من از اینجور آدما بدم. میاد.آدمایی مثل تو که هیچی ندارن و غرور اضافه ای هم دارن آهان در ضمن این نکته هم هست.......فکر نکن نمیدونم تیفانی پارک،مربی بالته.اگه بخاطر اون نبود تو همون مرحله اول حذف میشدی.....و اگرم بخوای مثل خواهرت مغرور الکی باشی با خاک یکسانت میکنم دختره مسخره.........تنها کاری که باید بکنم اینه که تو و مربیتو به بقیه داورا لو بدم اونوقت جفتتون از مسابقه حذف میشین.فهمیدی دختره مسخره؟!

کاترین:تموم شد؟

یوریو:آره

کاترین:حالا نوبت منه

یوریو:علاقه ای به شنیدن حرفا.....

کاترین نذاشت حرفاشو تموم کنه و یقه ی یوریو رو گرفت و پرتش کرد تو یکی از دستشویی ها و خودش هم رفت تو همون دستشویی و درو قفل کرد:

یوریو:تو داری چه غلطی میکنی؟

کاترین هلش داد و یوریو افتاد رو صندلی دستشویی و دستشو محکم کوبید به دیوار طوری که یوریو زهرترک شد:

کاترین:ببین پسره مو زرد مسخره نفهم......من برای این مسابقه زندگیمو گذاشت و نمیذارم کسی هم سد راه برنده شدنم باشه.......اگر هم مشکلی با برنده شدن من داری بهتره از مسابقه بری بیرون چون من یکی پاپس نمیکشم........اون برای کی؟پسر تازه به دوران سوسول مغرور که فقط ادعاش میشه«عزیزم یکم آرومرتر 0_0.من به جا یوریو خجالت کشیدم»و اینم بدون هرکی برای من حرف زیادی بزنه با همین دستام جوری میزنمش تا سه سال نتونه از رو ویلچر بلند شه.گرفتی یا عملی نشونت بدم

یوریو:اهوم!

کاترین:خوبه.....پس حرف زیادی......ممنوع!آفرین پسر مسخره

کاترین درو باز کرد و با صحنه عجیبی رو به رو شد.اسکارلت و شینوا رو به روی در ایستاده بود و با چشای وق زده بهش خیره بودن:

کاترین:آمممممم......داشتیم....باهم.....اختلاط....میکردیم!

شینوا:آهان.....همیشه تو دستشویی زنونه اختلاط میکنین؟

کاترین:آمممم.....بعضی وقتا

کاترین خجالت زده از بین اون دوتا رد شد و رفت بیرون.یوریو هنوز تو شوک بود وقتی اون دو تا رو دید اخماش رفت تو هم.بلند شد و رفت بیرون.اسکارلت و شینوا هنوز تو شوک این دو تا بودن:

شینوا:بیا مثبت بهش نگاه کنیم

اسکارلت:آره مثلاً این دوتا داشتن با هم دعوا میکردن،هوم؟

شینوا:واقعاً نمیشه مثبت نگاه کرد.قطعاً داشتن یه کاری میکردن؟

اسکارلت:مثلاً کارای بد بد،نه؟«عجب آدمیه ها»

شینوا:نه بابا......تو دیگه چقدر منحرفی!مگه نگفتی دستشویی داری.برو دیگه

اسکارلت:میگما.....چرا اون موقع که کاترین درو باز کرد عکس نگرفتم بذارم اینستا؟

شینوا:برو تا تو کاسه توالت غرقت نکردم!!!

اسکارلت خندید و رفت تو دستشویی.امشب کاترین و گروهش و ویکتوریا کنسرت داشتن و میخواستن بترکونن.دست برقضا ویکتور هم یوریو رو به یه کنسرت دعوت کرد.میتونین حسی که یوریو کاترین رو رو سِن میبینه درک کنین؟«من میتونم»

برای قسمت بعدی 60 نظر لازم بید

حالا حالاها هم قسمت بعدی رو نمیذارم




( ̄▽ ̄) نظرام : ıllıllı ѕησωу cσммєηт ıllıllı
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: چهارشنبه 5 مهر 1396 08:49 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30