عشق ᓅـقط روے یخ پیـבا ᓄـیشـہ

ℓσνє ση ιcє єρ 3

جمعه 17 شهریور 1396 12:41 ق.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: Nσνєℓ ¡
قلب اسکیترها به شکنندگی شیشه هست
هیچوقت شکوندش رو امتحان نکن!

═════════ ೋೋ ═════════

راوی کل

═════════ ೋೋ ═════════

یه روز از مرحله اول گذشته بود.کاترین حسابی افتاده بود سر زبونا و اسم جدیدش شده بود این:پیتر آدام جدید.چون اون اتفاق سال 1999  خیلی ترسناک بود و خیلی غم انگیز.ریون و اریکا هم حسابی کاترین دعوا کردن چون ممکنه بود به نخاعش آسیب برسه یا حتی مثل پیتر آدام.........هووووووووف.بهتره دربارش فکر نکنیم چون ممکنه هرچی غذا خوردین بالا بیارین.اون روز ویکتوریا زودتر از بقیه اسکیتر ها رفت زمین اسکیت چون دوست نداره وقتی داره تمرین میکنه دورش شلوغ باشه.ویکتوریا با مربیش تو زمین اسکیت داشتن تمرین میکردن که یهو سروکله دو نفر پیدا شد.یوری کاتسوکی به همراه مربیش،ویکتور نیکفورو.اونا اول وارد رختکن شدن بعدش اومدن تو زمین اسکیت.یوری داشت از مشکلات بعضی از حرکاتش میگفت و ویکتور هم همینطور بهش گوش میداد.یهو چشم ویکتور افتاد به ویکتوریا که داشت اجرای بعدیشو تمرین میکرد.آهنگی که داشت باهاش تمرین میکرد آهنگی بود که خودش خونده بود.حرکات و چرخش هاش ترکیبی از پاپ و رباتیک بود و همین باعث زیبایی اجراش میشد.ویکتور هم داشت با چشاش ویکتوریا رو میخورد«مردک هیز-___-».وقتی اجرای ویکتوریا تموم شد صدای دست زدن اومد.یوری و ویکتوریا و مربی ویکتوریا به ویکتور زل زدن که داشت دست میزد:

ویکتور:براووووووووووووووووووو........عالی بود

ویکتوریا«زیر لب»:مغز نخودی

یوری:ویکتور تو تا حالا اینطوری برای من دست نزدی-____-

ویکتور:ها؟آره آره حق با توئه.من برم یه لحظه باهاش حرف بزنم

یوری:حق....با....منه؟

ویکتوریا داشت با مربیش حرف میزد که ویکتور اومد پیش ویکتوریا:

ویکتور:میشه یه لحظه ما رو...

سباستین«مربی ویکتوریا»:البته آقای نیکفورو

ویکتور:ممنون

ویکتور برگشت سمت ویکتوریا اما ویکتوریا نبودش.جلوتر داشت دستاشو کشش میداد.ویکتور رفت پیشش:

ویکتور:اهم اهم.....اجراتون خیلی قشنگ بود

ویکتوریا:ممنون

ویکتور:میشه اسمتونو بپرسم؟

ویکتوریا:بله.....ویکتوریا هانتر هستم

ویکتور:چه جالب.منم....

ویکتوریا:میدونم کی هستین.قهرمان قدیمی روسیه ای،ویکتور نیکفورو!که آرزوی هزار آدمو نابود کرد«تو هم الان اعتماد به نفس اونو نابود کردی عزیزم-___-»

ویکتور:بله.....میخواستم بگن چطوره بعد از تمرینتون بریم بیرون و یه چیزی بخوریم یا شایدم بریم بیرون بچرخیم؟«اعتماد به سقف0__0»

ویکتوریا رفت سمت ویکتور طوری که فاصله بینشون چند سانتی متر بود:

ویکتوریا:راستش......تو خوب لاس میزنی عزیزم اما......من دوست پسر دارم

ویکتور:   چی؟

ویکتوریا:گغتم که.....دوست پسر دارم.پس بهتره بری با یکی دیگه لاس بزنی مثلاً اون پسر مو قهوه ای که داره زار میزنه«اشاره به یوری»

وکتور:میشه حداقل اسم دوست پسرتو بدونم

ویکتوریا:آره......کریستوف جاکومتی

ویکتور:کریس؟

ویکتوریا:آره....اوه من باید برم....آخه با دوست پسرم قرار دارم.....بای

ویکتور:0__________0کریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس؟

همونطور که ویکتور تو شوک بود توی قسمتی دیگه از واشنگتن دو تا دختر بودن که داشتن درباره حرکت عجیب کاترین حرف میزدن.یکیشون موهای کوتاه آبی و چشمای آبی داشت و اون یکی موهای بلند سفید وچشمای سیاه.تو یه کافه نشسته بودن و با هم بحث میکردن:

اسکارلت:به نظرت اونم مثل پیتر آدام مشکل روانی داره؟

شینوا:شاید.....من بیوگرافی پیتر آدام رو خوندم.اون اندازه 3 سال تو تیمارستان بستری بوده چرا؟چونکه نمیتونسته موقع اسکیت کردن خودشو کنترل کنه و تمام احساساتش رو بروز میداده

اسکارلت:قطعاً دختره بالاخونه رو داده اجاره......من که حتی اگه 100 میلیارد هم بهم بدم همچین حرکتی نمیزنم......وقتی اجرای پیتر آدام رو توی یوتیوب دیدم مو به تنم سیخ شد....استخوان گردنش....هوووووووف

شینوا:اما خدایی اسکیت کردنش قشنگ بود...به غیر از گندی که زد

اسکارلت:آره.....وللش ما اومدیم یکم خوش بگذرونیم.فردا مرحله بعدیه و ما باید استرسو از خودمون دور کنیم

شینوا:آره...حق با توئه

درحالی که این دو تا با هم حرف میزدن و قهوه میخوردن یه نفر توسط مربیش و دوستاش تنبیه میشد.درست حدس زدین اون کاترین بود که تو استودیو باله داشت تمرین میکرد و با هر حرکت اشتباه توسط خط کش تیفانی،کتک میخورد:

تیفانی:از اول!

کاترین:خب اگه اینقدر منو نمیزدی بهتر انجامش میداد

تیفانی:ساکت......«یه ضربه دیگه با خط کش به بازو»....از اول!

اریکا:مربی خوب میکنی....باید بزنی خون بالا بیاره

کاترین:جانم؟

ریون:آخه دلقک.....تو با خودت چی فکر کردی که اون حرکتو زدی؟

اریکا:فکر کردی میتونی مثل پیتر آدام باشی؟

کاترین:نه اما اون حرکتش....

تیفانی:ساکت......!«ضربه دیگه به پا»

کاترین:عههههه......بس دیگه.....خب من یه شکری خوردم

اریکا:شما خیلی غلط کردی؟

ریون:شیطونه میگه با ویالون بزنم نصفش کنم....احمق!

ریون بطری آبو برداشت و زد تو سر کاترین.با اون ضربه کاترین تعادلشو از دست داد و افتاد زمین:

تیفانی:به خاطر این خطات 20 تا شنا برو

کاترین:اما ریون....

تیفانی:حالا!!!

اریکا و ریون که رو زمین چهار زانو و دست به سینه نشسته بود لبخند مضحکی رو لباشون نشست:

کاترین:من بعداً باهات کار دارم ریون!

کاترین میخواست شروع کنه به شنا رفتن یهو ریون نشست رو کمرش:

ریون:خب داشتی میگفتی :)

تیفانی:اگه نتونی یه شنا رو بری میکنمش 40 تا.تا تو باشی سرخود رقص آرایی منو تغییر ندی

کاترین:مربی.......آه....ریون چقدر سنگینی......بمیری!

ریون:آفرین شنا برو.....شد 5 تا برو......

«خدا این بلا رو سر کسی نیاره0______0»

 

═════════ ೋೋ ═════════

آمریکا،واشنگتن

 شنبه،6:00 بعد از ظهر

دومین مرحله مسابقه

═════════ ೋೋ ═════════

 

باز هم سالن شلوغ.همه مردم دوست دارن بدونن کیا از این مرحله حذف میشن و کیا به مرحله بعدی راه پیدا میکنن.اولین نفری که رفت روی زمین یخی کسی نبود جز ویکتوریا هانتر.کاترین هم اونجا بود و ویکتوریا رو تشویق میکرد.آهنگش حالت پاپ داشت.حرکات ویکتوریا مثل تمرینش بی نقص و کامل بود.حرکات رباتیک و پاپ که با هم ترکیب شده بودن.با اینکه حرکات  ویکتوریا عالی و بی نقص بود اما امتیاز کاملی نگرفت و نتونست به گروه برتر راه پیدا کنه و تونست مقام اول رو توی گروه بانوان کسب کنه.نفر بعدی کسی نبود جز شینوا.آهنگ اون مال دوست پسرش،کو موکامی بود.خواننده و رقصنده مشهور ژاپنی.لباس شینوا ترکیب سفید و آبی بود و صورتش هم کمی گریم شده بود.شبیه گربه!اما واقعاً گریمش قشنگ بود.شبیه یه گربه واقعی بود.حرکات شینوا خوب بود اما یکی از حرکاتش که باعث شد امتیاز بالایی بگیره حرکتی بود که خودش اختراع کرده بود.قوی وحشی:

به این صورت  بود  که وقتی پرید  قفسه ی سینش رو به جلو رفت و دستاش حالت بال قو به عقب برگشت.امتیازش خوب بود و تونست مقام دوم گروه بانوان رو بگیره.نفر بعدی یوری پلیستسکی بود که لباس سفیدی پوشیده بود پولک های سیاه و چند تا پر سیاه رو شونه هاش بود«شبیه همون لباسی که برای آگاپه پوشید با این تفاوت که پولک هاش و پرهاش سیاهه»اجرای یوری پلیستسکی  اجرای آرومی بود و شبیه به آگاپه بود با این تفاوت که احساساتی مثل خشم و انرژی منفی هم توش بود.انگار یه منبع انرژی منفی و خشم داشت آروم میرقصید«انگار نداره عزیزم.خودش یه منبع انرژی منفی خشمگینه که همیشه آروم میرقصه».رقصش اونقدر عالی بود که مقام اول گروه برتر رو از آن خودش کرد.نفر بعدی اسکارلت کروس زریا بود.لباسش:

 

پرش:

چرخش:

اسکارلت با اجرای بی نظیرش تونست مقام دوم رو توی گروه برتر مال خودش کنه اما اجرای یوری کاتسوکی و اوتابک اون مقامو ازش گرفتن و انداختنش تو گروه بانوان.تمام اسکیتر اجراهاشو رو انجام دادن.تنها کسی که باقی مونده بود کاترین بود.آیا اون میتونست اشتباهی که تو اجرای قبلی انجام داده بود رو درسته کنه یا با امیتاز پائینی که از اجرای قبلیش گرفته بود حذف میشد؟

تمومید.امیدوارم دوسش داشته باشین

برای این قسمت 50 نظر

نظر تکراری هم ممنوع

^^




( ̄▽ ̄) نظرام : ıllıllı ѕησωу cσммєηт ıllıllı
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: جمعه 17 شهریور 1396 02:05 ق.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30